لوگو

کُترا

مازندران - تنکابن

منو
مراسم روز عروسی در کُترا

خاطرات روستا

مراسم روز عروسی در کُترا

۲۳ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۳۶

پس از آن عروس و داماد در جاهایی که مناظر زیبا و دیدنی دارد مثل آتلیه و باغ ساسان مراد حسینی جنب سردخانه ی اسعدی و پورجهانی به فیلمبردای می روند.

داماد تا قبل از ظهر به منزل یا تالار بر می گردد و مهمانان بعد از صرف نهار هدیه های خود را می دهند و جشن شادی برپا است. قبل از این که عروس راهی

خانه ی داماد شود، پدر عروس در یک کمربند سفید تزئین شده مقداری حلوا یا پول که در آن جاسازی شده است به کمر عروس می‌بندد و در قبال آن هدیه ای نیز به عروس می دهد و بالای سر عروس قرآن نگه می دارند و او را روانه ی خانه ی داماد می‌کنند و برادر عروس دست عروس را تا دم درب ورودی می‌گیرد. به هنگام خارج شدن از خانه ی خود، داماد هدیه ای به برادر عروس می‌دهد که به آن (کنداسری) می گویند و پس از آن در حیاط داماد از عروس کمی فاصله می گیرد و با میوه جوراب و حلوایی که از قبل تدارک دیده شده است، به سمت عروس و همراهان آن پرتاب می‌کند و به اصطلاح می‌گویند داماد نار زد. بعد از آن عروس

راهی خانه ی داماد می شود. در آنجا خانواده ی داماد به استقبال عروس می آیند و بعد از اجرای جشن در حیاط وارد منزل می‌شود که ابتدای ورود بالای سر عروس قرآن

نگه می دارند که در پناه قرآن از خطرات مصون بماند.

مادر داماد هم عسل به عروس میدهد و هم کاسه ی آبی سر راه او می گذارد تا لگد کند که نشانه ی خوش قدم بودن است معمولاً عروس هم عسل را به دهان مادر شوهر می زند که نشانه ی آغاز روابط خوب بین آنها باشد. ولی هنوز عروس جایی نمی‌نشیند تا این که پدر داماد کمر عروس را باز کند و به آن هدیه ای بدهد که در اصطلاح پاینداز معروف است که معمولاً قطعه زمین، خانه و یا پول می‌باشد و پس از آن به عروس اجازه می دهد که بنشیند اما عروس هم به نشانه ی جبران به پدر همسر هدیه ای می‌دهد. هنگامی که عروس نشست، خانم ها معمولاً پسر کوچکی را در بغل او می نشانند و معتقدند که اولاً عروس بچه دار شود و دوم بچه ی او پسر باشد و عروس هم به بچه ها جوراب می دهد و پس از آن قهوه چی عروسی، چای دورنگ به عروس و داماد می‌دهند و از آنها هدیه دریافت می کند.

البته قبل از اینکه عروس وارد حیاط خانه ی داماد شود، معمولاً پدر داماد، گوسفندی را زیر پای عروس قربانی میکند. فردای عروسی که اصطلاحاً پاتختی

نام دارد اکثراً فامیل‌های نزدیک یا دوستان خیلی صمیمی که بیشتر خانم ها هستند به خانه‌ی عروس و داماد می آیند بعد از صرف صبحانه ای که عروس آماده کرده است پولی به عنوان کادو به عروس می‌دهند و از برنجی که مادر عروس تهیه کرده است به نام مارپلو یعنی برنج مادر افراد، کمی از آن می‌خورند و بدین ترتیب زندگی مشترک این دو زوج یعنی عروس و داماد آغاز می‌شود.