برخی از ضربالمثلهای بومی کُترا
۲۳ تیر ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۵۸
۱. اَندى تله ، با یِه مَن عَسِل نِشانه وِرِ خوردن.
-آنقدر تلخ است که با یک من عسل نمی شود آن را خورد.
-آدم بد اخلاقی است نمی شود با او جوش خورد و ارتباط برقرار کرد.
۲. اَندى شير پِلا وِرِ بَسوجُندِ نيَه، ماسِ پلارِه پو زِنِه.
-آنقدر شیر پلو (برنج) او را سوزاند حالا ماست پلو را فوت می کند.
-آنقدر ضربه خورده که دیگر بیش از حد احتیاط می کند.
۳. آوِ نَدی، شِلوارِ بَکنِسه.
-آب را ندیده شلوار را از تن بیرون آورد.
-آنقدر دست پاچه و با عجله است. زود تصمیم میگیرد یا نظر میدهد.
۴. این شَر شَر، بی ماچکول نی یَه.
-این صدا بدون سوسمار نیست.
-این زمزمه ها یک خبرهایی را با خود به همراه دارد.
۵. بَپته خَربِزِه، شال قسمُته.
-خربزه ی پخته و خوشمزه قسمت روباه است.
-چیز خوب و با ارزش قسمت آدم مکار و بی ارزش است.
۶. بِر بِز وینه، پَلهَم چَرنِه .
-بز بز را نگاه می کند پلهم را هم می خورد، در شرایط عادی نمی خورد.
-چشم و هم چشمی است. در شرایط عادی کاری نمی کند اما چون دیگران
انجام میدهند او هم انجام می دهد.
۷. بِز بسته نَوینِ، ویل هَكن، وِ رقصِ بَوين.
-بز بسته را نگاه نکن رهاش کن رقصش را تماشا کن
-آدمی که در شرایط محدود آرام است نگاه نکن در شرایط عادی ببین که چه کارها انجام می دهد.
۸. بهار هوا، زِن و مرد دعوا
-دعوای زن و شوهر مانند هوای بهاری است.
-همانطور که هوای بهار دائماً در حال تغییر است، دعوای زن و شوهر هم زود خوب میشود.